محمد تقي جعفري
11
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
درست همان گونه كه عالم فيزيك در آخرين امتحان نمىتواند نقش تصادف و شانس را در موجودات بىجان بشناسد ، علم وظايف الاعضاء هم نمىتواند به اثر تصادف به همين معنى پى ببرد ، و البته نبايد از نظر دور داشت كه به كار انداختن روش ريز بينى در عالم وظايف الاعضاء به مراتب دشوارتر از فيزيك است . به همين جهت است كه بيشتر قوانين علم وظايف الاعضاء حالت آمارى دارند ، و آنها را به جاى قانون ، « قاعده » مىنامند . اگر در بارهء تطبيق اين قاعده هاى تجربتى استثنايى پيش آمد ، نبايد آن را با شكافى در رابطهء عليت تعبير كرد ، بلكه بيشتر بايد آن را نتيجهء نقصان معرفت و مهارتى دانست كه در ضمن تطبيق اين قاعده وجود داشته است . علم زيست شناسى در برابر وجود چنين استثناها مقاومت مىكند ، و هر چه رنگ استثنا پيدا كند دقيقاً مطالعه و تحليل مىشود ، تا در پرتو روابط عليت آن گونه كه بايد روشن و واضح شود . غالباً چنين اتفاق مىافتد كه در ضمن رسيدگى به استثناها روابطى كشف مىشود كه تا آن موقع در بارهء آنها فكرى نبوده ، و به اين ترتيب قاعدهء مورد نظر روشنتر و دقيقترمىشود ، چه بسا اتفاق مىافتد كه قانون عليت ، با ملاحظه وجههء جديدى ظاهراً خراب مىشود ، ولى حقيقت امر اين است كه با اين عمل اكتشاف جديدى روى كار مىآيد و پيش رفتى حاصل مىشود و به قانون عليت خللى وارد نمىآيد . » ( 1 ) 14 - « . . . به نظر من قطعا مىتوان گفت كه با پيش رفتى كه علوم انسانى مانند روان شناسى و تاريخ در اين روزها دارد ، زمينه طورى فراهم شده است كه پاسخ سؤال فوق به شكل مثبت داده خواهد شد . در مقابل نقشى كه نيرو در طبيعت دارد ، و به عنوان علت حركت به شمار مىرود ، محركات و انگيزه ها در حيات روحى همان نقش را دارند ، و علت سلوك و رفتار انسان محسوب مىشوند . درست همان گونه كه در هر لحظه حركت جسم مادى نتيجهء ضرورى عمل مشترك چند نيرو است ، همان گونه نيز رفتار و كردار انسان نيز به همان درجه از
--> ( 1 ) همان مأخذ ، ص 206 و 207 . .